بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٨٢ - استنتاج
... وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ[١]
«و از آن (نعمتهاى بهشت)، گوارا هرچه مىخواهيد بخوريد- اما- نزديك اين درخت نشويد كه از ستمگران خواهيد شد.»
فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ ...
«ولى شيطان آدم را وسوسه كرد و از آن درخت استفاده نمود.»
علت اينكه حضرت آدم ٧ نهى خدا را ناديده گرفت اين بود كه براى آن حضرت مشخص نشده بود كه اين (نهى) تحريمى بود يا نتزيهى:
|
كى عجب نهى از پى تحريم بود |
يا به تأويلى بُد و توهيم بود؟ |
|
كه اگر نهى تحريمى بوده، ارتكاب نهى تحريمى موجب عقاب و عذاب الهى است، و اگر نهى تنزيهى بوده، ارتكاب به آن موجب هيچ عقاب و عتابى نمىباشد.
و از آنجا كه حضرت آدم ٧ پيغمبر خدا بود، از ديدگاه قرآن پيغمبران مصون از گناهند؛ زيرا ارتكاب نهى تحريمى مغاير با عصمت آن بزرگواران است. نتيجه اينكه:
اولا: نهى (و لا تقربا هذه الشّجرة ...) نهى تنزيهى بوده و حضرت آدم در خصوص ناديده گرفتن اين نهى هيچ گناهى مرتكب نشده است.
ثانيا: نفس (نهى تنزيهى) دلالت بر اختيار دارد و از آن هيچ اجبارى استشمام نمىشود تا اينكه بگوييم قضاى الهى سبب شد آدم نهى حضرت حق را نبيند.
باتوجه به اين نكته، مولانا مىفرمايد:
آدم درحالىكه ترديد اين مطلب كه آيا نهى الهى تنزيهى است يا تحريمى، در دلش ترجيح يافت بهسوى گندم شتافت و از آن ميل كرد.
|
در دلش تأويل چون ترجيح يافت |
طبع در حيرت سوى گندم شتافت |
|
اين درست مثل اين مىماند كه خارى در پاى باغبان فرورفته باشد و باغبان در
[١] - بقره: ٣٥