بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٧٧ - استنتاج
خود مىبينيد.»
و در لسان عارفان باللّه اين مقام را مقام «كشف و شهود» مىخوانند؛ يعنى كشف عالم ماوراء ماده و حس و مشاهده و استماع حقايق آن با چشم و گوش جان، و سالك زمانى به مقام كشف و شهود مىرسد كه به تعبير پيامبر گرامى ٦ شياطين مشتهيات دنيا را از اطراف قلب خود دور سازد چنانچه فرمود:
«لولا انّ الشّياطين يحومون الى قلوب بني آدم لنظروا الى الملكوت».[١]
«اگر شياطين- تعلّقات دنيا- دلهاى فرزندان آدم را احاطه نكند، آنان مىتوانند به ملكوت نظر كنند.»
و از آنجا كه فهم اين حقايق برتر از افهام خام است، عوام الناس انوار اين حقايق را برنمىتابند و اين سبب انكار و جحد آنان مىگردد. چنانكه زاغ بيچاره به جهت سطحىنگرى خود مقام كشف و شهود هدهد را انكار مىكند.
زاغ نهتنها معتقد است كه هدهد داراى كشف و شهود نيست بلكه همه حقايق ماوراى طبيعت را هم منكر است و مىگويد ادعاى هدهد هم دروغ است و هم محال، لذا به هدهد مىگويد:
|
از ادب نبود به پيش شه مقال |
خاصه خود لافِ دروغين و محال |
|
هدهد در پاسخ زاغ خطاب به حضرت سليمان كرده مىگويد:
اى شاه محض رضاى خدا در حق من گداى برهنه سخن دشمن را گوش نكن
|
گفت اى شه بر من عور گدا |
قول دشمن مشنو از بهر خدا |
|
اگر آنچه ادعا مىكنم دروغ باشد من حاضرم سر از تنم جدا سازى.
|
گر نباشد اينكه دعوى مىكنم |
من نهادم سر ببر اين گردنم |
|
[١] - بحار الأنوار، ج ٧٠، ص ٥٩