بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٨١ - استنتاج
قواره به دنيا مىآمدند، سيستم زندگى اجتماعى انسان گرفتار اختلالات و مشكلات زيادى مىشد تا حدى كه افراد از هم تشخيص داده نمىشدند و در نتيجه نظم اجتماعى تبديل به هرجومرج مىشد.
لذا قرآن در آيهاى ديگر مىفرمايد:
مىدانيد چرا شما را براساس قبيلهها و تيرههاى مختلف خلق كرديم؟ براى اينكه يكديگر را بشناسيد:
... وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا ...[١]
خوب لازمه اختلاف و تعدّد قبيله، اختلاف در وضعيّت جغرافيايى است و نتيجه اين اختلاف هم، تعدّد الوان و السنه (رنگها و زبانها) است. ولى تنها مشكلى كه تعدّد زبانها و تنوّع لهجهها در ميان ملتها و قبايل گوناگون به وجود آورده، اين است كه اقوام نمىتوانند با زبان خاص خود مقصود خود را به ديگران منتقل كنند و اين سبب كندى گسترش انديشهها و انتقال فرهنگها و اى بسا عامل اختلاف و تضارب افكار گرديده است؛ بهطورىكه اين اختلاف در سطح انديشمندان جامعه هم كشيده شده و هر گروه از آنان با زبان علمى خاص خود براى «اللّه» نامهاى مختلفى انتخاب كردهاند و براى اثبات نام منتخب خود، به مناقشات و جدال لفظى پرداختهاند، درحالىكه مقصود همه آنان همان «اللّه» است كه مستجمع جميع صفات كماليه و جلاليه مىباشد
... أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ[٢]
«آيا خدايان پراكنده بهترند يا اللّه واحد قهار؟»
*** مولانا براى تبيين حقيقت پيشگفته، حكايت شيرينش را اينگونه مطرح مىكند
[١] - حجرات: ١٣
[٢] - يوسف: ٣٩