بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٧٥ - استنتاج
|
تو به صورت رفتهاى گم گشتهاى |
ز آن نمىيابى كه معنى هشتهاى |
|
استنتاج
لحظهاى كه انسان پا به عرصه وجود مىگذارد، نقش هيچ دانش و علمى صفحه ذهن او را منقوش نكرده است، او نهتنها عالم به هيچ علومى نيست بلكه حتى از علم به وجود خويش هم جاهل است.
وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً ...[١]
«و خداوند شما را از شكم مادران خارج نمود، درحالىكه هيچچيز نمىدانستيد.»
آنچه او از دنياى جنين به دنياى خاكى با خود مىآورد، استعدادى است كه مىتواند در آينده با كمك آن استعداد به عالىترين مراتب علمى و شناخت حقايق نايل آيد، مراتبى كه فرشتگان خدا از رسيدن به آن مرتبه و دريافت حقايق آن محرومند، چنانكه قرآن مىفرمايد: وقتى خداوند آدم را خلق كرد:
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ[٢]
«سپس علم اسماء را همگى به آدم آموخت، سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مىگوييد اسامى اينها را بشماريد.»
فرشتگان با اعلام عجز خود، از آگاهى نسبت به آن علوم خداوند، به آدم دستور داد تا فرشتگان را از آنچه دريافت نموده است آگاه سازد.
قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ ...[٣]
[١] - نحل: ٧٨
[٢] - بقره: ٣١
[٣] - بقره: ٣٣