بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٩ - استنتاج
وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ[١]
«ما قرآن را بر تو نازل نكرديم مگر براى اينكه آنچه را كه در آن اختلاف دارند برايشان تبيين كنى و مايه هدايت و رحمت است براى گروهى كه ايمان دارند.»
مولانا عامل احول و دو بينى انسانها را خشم و شهوتهايى مىداند كه روح انسان را از طريق مستقيم مبدل و خارج مىسازد و مىفرمايد:
|
چون غرض آمد هنر پوشيده شد |
صد حجاب از دل، به سوى ديده شد |
|
اغراض مادّى و هواهاى نفسانى، همچون حجابى هستند كه بر ديدگان انسان سايه مىافكنند و مانع مىشوند كه انسان حقايق را آنگونه كه هست مشاهده كند چنانكه قرآن مىفرمايد:
أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ[٢]
«آيا ديدى كسى را كه معبود خود را هواى نفس خويش قرار داد و خداوند او را با آگاهى گمراه ساخت و بر گوش و قلبش مهر زد و بر چشمش پرده افكند و با اينحال، چه كسى غير از خدا مىتواند او را هدايت كند؟ آيا متذكّر نمىشويد؟!»
و مولانا در اينجا از ميان همه حجابهايى كه مىتواند چشم دل انسان را كور كند، تنها به ذكر يك حجاب اكتفا كرده، مىفرمايد:
|
چون دهد قاضى به دل رشوت قرار |
كى شناسد ظالم از مظلوم زار؟ |
|
قاضى مرتشى نمىتواند ظالم و مظلوم و حق از باطل را تشخيص دهد؛ چرا كه حجاب رشوت چشم دل او را كور كرده و نسبت به درك حقايق محرومش ساخته است.
[١] - نحل: ٦٤
[٢] - جاثيه: ٢٣