بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٤٨ - حكايت ٦٨ اين دعا گر خشم افزايد تو را # تو دعا تعليم فرما مهترا!
حكايت ٦٨
|
اين دعا گر خشم افزايد تو را |
تو دعا تعليم فرما مِهترا! |
|
يكى از بزرگان صحابه پيامبر ٦ بيمار شد و اين بيمارى او را به غايت لاغر و ضعيف نمود. چون خبر به پيغمبر رسيد، حضرتش براساس بزرگوارى به عبادت آن صحابى رفت و او را مورد نوازش و لطف خود قرار داد.
صحابى همينكه حضرت رسول ٦ را ديد، زنده شد، آنچنانكه تو گويى تازه آفريده شده است. صحابى بيمار گفت: بيمارى براى من اين سعادت بزرگ را پديد آورد كه پيغمبر عزيز به ديدار من آيد تا اينكه از بركت قدم او صحّت و سلامتى خود را بازيابم و چه خجسته است رنج و بيمارى و تب و دردى كه به بركت قدم پيغمبر ٦ رفع گردد.
پيامبر ٦ براى كشف علّت بيمارى، از صحابه بيمار پرسيد:
تو مگر در حق خودت دعايى كردهاى و يا از روى نادانى زهر نوشيدهاى كه چنين بيمار شدهاى؟
بيمار كه تا آن لحظه عامل بيماريش را فراموش كرده بود، از بركت حضور نورانى پيامبر ٦ يادش آمد و عرض كرد:
يا رسول اللّه، چون ديدم كه گرفتار گناه شدهام و از طرفى از تو تهديد و هشدارهايى به ما مىرسيد كه گنهكاران به كيفرى سخت دچار مىآيند. من از خد خواستم كه پروردگارا! عذاب آخرت بسى سختتر از عذاب دنياست، پس