بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٢٤ - استنتاج
معذرت مىخواهم، ببخشيد و اينگونه كلمات اگرچه تلفظشان خيلى ساده است ولى در مقام عمل بسيار بزرگ و مشكل بهنظر مىرسد كه جز از انسانهاى بزرگوار از كسى نمىتوان انتظار داشت.
اساسا بيشتر مشكلات خانوادگى و اجتماعى ما از همينجا آغاز مىشود كه كلمه «معذرت مىخواهم» در ميان ما گم شده است. اگر قدرى آرام بگيريم و به جاى پيدا كردن نكته ضعف از يكديگر، اين كلمه را پيدا كنيم، بسيارى از مشكلات لاينحل، حل مىشود.
نسخه «اعتراف به خطا» را مىتوان يكى از آن نسخههاى معجزهآسايى دانست كه هم به درد مشكلات دنيا مىخورد و هم به درد مشكلات آخرت، هم درمانپذير مشكلات كوچك است هم درمانپذير مشكلات بزرگ.
از ابو حمزه ثمالى نقل شده است كه در زمان رسول گرامى اسلام سه تن از انصار به نامهاى «ابو لبابة بن عبد المنذر»، «ثعلبة بن وديعه»، «اوس بن حذام» از شركت در جنگ تبوك خوددارى كردند، اما هنگامى كه آياتى در مذمّت متخلّفين وارد شد، آنان ناراحت شده، خود را به ستونهاى مسجد بستند. وقتى پيغمبر از جنگ بازگشت و از حال آنان باخبر شد، به پيغمبر عرض كردند: يا رسول اللّه، آنها سوگند ياد كردهاند كه خود را از ستون مسجد باز نكنند تا پيغمبر با دست مباركش چنين كند.
رسول گرامى اسلام ٦ فرمود: من نيز سوگند ياد مىكنم كه چنين نكنم مگر اينكه خداوند به من اجازه دهد.
در اين هنگام آيه نازل شد:
وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ[١]
[١] - توبه: ١٠٢