بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٧ - استنتاج
«كسى كه چيزى از امر دين را با قياس بسنجد، خداوند در آتش جهنّم او را با ابليس قرين و رفيق خواهد كرد.»
از نظر علماى اماميه نيز قياس خودبخود، مفيد علم نيست بلكه ظنّآور است و ظن و گمان هم به دليل آيه كريمه: ... إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً ...؛[١] «گمان هرگز انسان را از حق بىنياز نمىسازد.» اعتبارى ندارد، مگر ظنّى كه دليلى بر حجّيت او اقامه شود كه در واقع باز آن دليل حجّت مىشود نه قياس.
*** مولانا در اين حكايت شيرين، ضمن محكوم كردن قياس، تو گويى مىخواهند نكات عرفانى خاصى را به شرح زير متذكّر شوند:
بقال، كنايه است از مراد و رهنماى سالك الى اللّه.
طوطى، كنايه است از مريد و سالك مبتدى كه همچون طوطى، آموختههاى خود را از مرادش دريافت مىكند.
روغن گل، كنايه است از مبانى و ارزشهاى طريقت.
موهايى كه از سر طوطى مىريزد، كنايه است از حيثيّت و ارزش ظاهرى مريد كه قرآن از آن بهعنوان «ريش» ياد مىكند و مىفرمايد:
يا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُوارِي سَوْآتِكُمْ وَ رِيشاً ...[٢]
«اى فرزند آدم، لباسى براى شما فروفرستاديم كه اندام شما را مىپوشاند و مايه- ريش- زينت شماست.»
مراد و شيخ طريقت وقتى مىبيند كه مريد و سالك مبتدى در طى طريق الى اللّه، به بعضى از مبانى و ارزشهاى طريقت بىتوجه است، برحسب وظيفه، او
[١] - يونس: ٣٦.
[٢] - اعراف: ٢٦؛ ريش در اصل بهمعناى، پرهاى پرندگان است و از آنجا كه پرهاى پرندگان لباس و زينت آنهاست به هرگونه لباس« ريش» گفته مىشود.