بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٢٨ - دوم نابود شدن اقوام و امتها
همانگونه كه ديديم، مولانا عاقبت كفران نعمت را در قالب حكايتى شيرين براى ما اينگونه مىسرايد كه شرح و تفسير اين حكايت را مىتوان به قرار زير ترسيم كرد.
در اين حكايت پادشاه، كنايه است از حضرت حق.
باز، كنايه است از انسان.
پيرزن، كنايه است از شيطان.
انسانى كه خداوند با دست خودش او را ساخته است؛ ... خَلَقْتُ بِيَدَيَّ ....[١]
و از روح خداوندى خود در او دميده است؛ ... نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي ....[٢]
و بهعنوان بهترين مخلوق، به خود تبريك گفته است؛ ... فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ.[٣]
و مقام جانشينى خود را به او عنايت كرده است؛ ... إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ....[٤]
و مقامش را آنقدر بالا برد كه دستور داد همه فرشتگان در مقابلش سجده كنند؛ فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ.[٥]
و امانت خاص خود را به او سپرد؛ ... وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ ....[٦]
و تاج كرامت بر سر او گذاشت؛ وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ ....[٧]
و شب و روز را در اختيار او قرار داد؛ وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ ....[٨]
و خورشيد و ماه و ستارگان و كرات بالا را در خدمت او درآورد؛ ... وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ ....[٩]
[١] -« ص»: ٧١
[٢] -« ص»: ٧٢
[٣] - مؤمنون: ١٤
[٤] - بقره: ٣٠
[٥] -« ص»: ٧٣
[٦] - احزاب: ٧٢
[٧] - اسراء: ٧٠
[٨] - ابراهيم: ٣٣
[٩] - نحل: ١٢