بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٢٩ - دوم نابود شدن اقوام و امتها
و هر آنچه در زمين و آسمان است مسخّر او ساخت ... سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ ....*
و از همه مهمتر، با ارسال پيغمبران، راه راست را از راه منحرف براى او روشن و آشكار ساخت؛ ... قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ....[١]
و بدينوسيله همه نعمتهاى ظاهرى و باطنى خود را در حق اين انسان به اتمام رساند؛ ... وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً ....[٢]
ولى بيچاره انسان به جاى تشكر از آفريدگار براى اينهمه خوبىها و زيبايىها، سر ستيز و كفران و ناسپاسى در مقابل خدا بلند كرد.
قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ.[٣] «مرگ براين انسان، كه چقدر كفرپيشه و ناسپاس است.»
و پشت به اينهمه محبتها و رو به خانه شيطان نمود، حال كه چنين است پس جزاى تو همين است و بس.
|
گفت هرچند اين جزاى كار تُست |
كه نباشى در وفاى ما درست |
|
تو در واقع از بهشت به سوى جهنّم فرار كردهاى، درحالىكه مىدانى بهشت و بهشتيان با جهنم و جهنميان مساوى نيستند:
لا يَسْتَوِي أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ ...
بلكه يكى از بزرگترين امتيازات اهل بهشت كه اهل جهنم از آن محرومند، اين است كه اهل بهشت انسانهاى رستگارى هستند؛ ... أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفائِزُونَ[٤]
|
چون كنى از خُلد در دوزخ فرار؟ |
غافل از لا يستوى اصحاب نار؟ |
|
|
اين سزاى آنكه از شاه خبير |
خيره بگريزد به خانه گنده پير |
|
[١] - بقره: ٢٥٦
[٢] - لقمان: ٢٠
[٣] - عبس: ١٧
[٤] - حشر: ٢٠