بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٢٧ - دوم نابود شدن اقوام و امتها
و دو نمونه از عذاب شديدى كه در نتيجه كفران نعمت، دامنگير انسانها مىشود را چنين بيان مىكند:
اول: استيلاى گرسنگى و ترس بر جامعه:
... فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ.[١]
«اما نعمت خدا را كفران كردند و خداوند به خاطر اعمالى كه انجام مىدادند، لباس گرسنگى و ترس را در اندامشان پوشانيد.»
دوم: نابود شدن اقوام و امتها:
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ.
«آيا نديدى كسانى را كه نعمت خدا را به كفران تبديل كردند و جمعيت خود را به دار البوار كشاندند؟»
«بوار» از ماده «بور» بهمعناى كساد است و چون در كساد، فساد و تباهى است لذا «بوار» بهمعناى نابودى آمده است. گرچه مصداق بارز آن را، آيه بعد چنين مىفرمايد:
مىدانيد «دار البوار- خانه نابودى و هلاكت» چيست؟
جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ.[٢]
«- همان- جهنمى است كه آنها در آتش آن وارد مىشوند و بد قرارگاهى است.»
باتوجه به مطالب فوق درمىيابيم كه: كفران نعمت؛ يعنى ناسپاسى، ناشكرى، نارضايتى. خواه در عمل صورت پذيرد و خواه در حرف و بلكه بالاتر از همه، سوءاستفاده يا استفاده ناصحيح از نعمت الهى هم نوعى كفران نعمت به حساب مىآيد و نتيجهاش همان است كه در آيات فوق آمد.
[١] - نحل: ١١٢
[٢] - ابراهيم: ٢٩- ٢٨