بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٠٢ - استنتاج
حكايت ٣٩
|
هركه را آتش پناه و پشت شد |
هم مجوسى گشت و هم زردشت شد |
|
روزى حضرت آدم ٧ به ابليس با ديده حقارت و بىادبى نگريست.
حضرت آدم ٧ در اين نگاه خودبينانه بر كار ابليس خنده زد و او را حقير و پست شمرد. غيرت حضرت حق بر آدم نهيب زد كه هان! تو بر اسرار و نهان ما واقف نيستى، اگر همين ابليس كه در نگاهت حقير است، پوستين خود را وارونه كند؛ يعنى از سيرت گذشتهاش برگردد، خواهى ديد كه نيروى او كوه را از بيخ و از بن برمىكند و پرده عرض صد آدم را پاره كند و صد ابليس را مسلمان نمايد.
|
گفت آدم توبه كردم زين نظر |
اينچنين گستاخ ننديشم دگر |
|
|
يا غياث المستغيثين اهدنا |
لا افتخار بالعلوم و الغنى |
|
|
لا تزغ قلبا هديت بالكرم |
و اصرف السّوء الّذي خطّ القلم |
|
استنتاج
غرور و كبر يكى از مذمومترين بيمارىهاى اخلاقى است كه آثار سوء فراوانى براى انسان متكبّر، هم در روابط اجتماعى دنيا و هم در كسب جايگاه ارزشى آخرت به همراه خواهد داشت. اين بيمارى روانى داراى علائم و مشخصّههاى فراوانى است كه ما به مناسبت حكايت فوق يكى از علائم آن را مورد تعرض قرار مىدهيم.