بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١١٤ - استنتاج
برترطلبى و غرور، جهل و غفلت، تقليد و پيروى كوركورانه و ... مانع مىشود كه او حق را بپذيرد و دست از لجاجت و ستيزهگرى خود بردارد.
*** عمرو بن هشام بن مغيره، ملقّب به «ابو الحكم» يكى از مخالفان سرسخت و ستيزهجوى پيغمبر اسلام ٦ بود. وى به جهت لجاجتى كه در مقابل دعوت پيغمبر ٦ به اسلام نشان داد، از سوى پيامبر ٦ و مسلمانان به «ابو جهل- صاحب نادانى» شهرت يافت.
مولانا در اين حكايت نمونهاى از لجاجت و حقستيزى ابو جهل را اينگونه بيان مىكند كه: وقتى وى در مقابل شهادت سنگريزههايى كه در مشت خود مخفى كرده بود، در حقانيت پيغمبر ٦ قرار مىگيرد به جاى پذيرش حق و تسليم در مقابل پيغمبر ٦ با لجاجت تمام همچنان بر كفر خود پافشارى مىكند و از شدت خشم و كينه سنگريزهها را بر زمين مىكوبد!
|
چون شنيد از سنگها بو جهل اين |
زد ز خشم، آن سنگها را بر زمين |
|
غافل از اينكه موضعگيرىهاى نابخردانه در مقابل حق و لجاجت در حفظ انديشههاى باطل، چيزى از حقيقت را تغيير نمىدهد.
اى كاش ابو جهل و ابو جهلهاى هر عصر و زمان، دست از لجاجت و حق ستيزى خود برمىداشتند و به جاى مقابله با حق و صرف نيرو و امكانات براى اضمحلال آن، در پى مهار نفس سركش خود برمىآمدند؛ چراكه اين قانون خدشهناپذير تكوين است كه با زبان تشريع اينگونه تشريح گرديده است:
... وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ[١]
«به زودى آنان كه ستم كردند مىدانند كه بازگشتشان به كجا است.»
[١] - شعراء: ٢٢٧