بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١١ - حال بايد ديد گمشده انسان چيست؟
شهادت شمس الدين روز پنجشنبه پنجم شعبان ٦٤٥ هجرى اتفاق افتاد، مولانا از مرگ شمس الدين حال غريبى يافت و هرگز او را كشته نمىپنداشت.
|
كى گفت كه آن زنده جاويد بمرد؟ |
كى گفت كه آفتاب اميد بمرد؟ |
|
|
آن دشمن خورشيد برآمد بر بام |
دو ديده ببست و گفت خورشيد بمرد! |
|
از آن پس، گرچه مولانا با اكابر و اعاظم زيادى از اهل حقيقت ملاقات داشت ولى هيچكس را همچون شمس الدين كه بتواند طبيعت جستجوگر او را رام نمايد، نيافت.
مولانا از آن پس تا سال ٦٧٢ ه. كه پايان عمر ٦٨ ساله او را خبر مىداد، در تفكر عميق و سكوتى صبورانه روزگار مىگذراند و سرانجام پس از تحمّل رنج يك بيمارى درازمدت، روز يكشنبه پنجم جمادى الآخر، دار فانى دنيا را به سوى جايگاه ابدى عقبا وداع كرد.
|
كو ديده كه در غم تو غمناك نشد |
يا جيب كه در ماتم تو چاك نشد |
|
|
سوگند به روح تو كه از پشت زمين |
مانند تويى در شكم خاك نشد |
|
تحقيق در زندگى مولانا ما را به اين نتيجه مىرساند كه طبيعت جستجوگر اين شخصيت معنوى، آنچنان بوده است كه وى براى يافتن گمشده خود، لحظهاى در سراسر عمر ٦٨ سالهاش به بطالت و بيهودهگرايى سپرى نساخت بلكه همواره در راه كسب معرفت و تهذيب نفس و كمالجويى تلاش مىكرد، آثار بجامانده از او را مىتوان به شرح زير نام برد:
١- ديوان كبير ٢ فيه ما فيه ٣- مكاتيب ٤- مثنوى
اگرچه هريك از آثار فوق ارزش فكرى خاص خود را دارا است ولى كتاب مثنوى مولانا داراى آنچنان جايگاهى است كه مىتوان بدون اغراق او را تشبيه به درخت تنومندى كرد كه ... أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ؛ «ريشه آن ثابت و شاخههاى