ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٦ - *(باب آنكه شهادتش رد و آنكه شهادتش پذيرفته شود) *
داراى صفتى خواركننده است پذيرفته نيست (مثل ولد الزّنا بودن يا مانند كسى كه حدّى بر او واجب شده ولى توبه نكرده است يا فسقى كه مورد ملامت همگان است مرتكب شده است مثل اعتياد به موادّ مخدر و امثال اينها يا گدائى كردن و از راه سؤال گذران عمر نمودن).
٣٢٨٩- و نيز از رسول خدا ٦ روايت كرده كه فرمود: هر كس نزد ما شهادتى دهد سپس از شهادتش بازگردد ما شهادت اوّل را پذيرفته دوّمى را نخواهيم پذيرفت.
٣٢٩٠- محمد بن مسلم از امام باقر ٧ روايت كرده كه فرمود: به كسى كه براى اذان و نماز، از مردم اجرت مىطلبد اقتدا مكن و شهادتش را مپذير.
٣٢٩١- علاء بن سيابة از امام صادق ٧ روايت كرده كه فرمود:
شهادت قمار باز چه نرد باشد چه شطرنج، چه شبيه شطرنج كه قماريست بنام اربعه عشر، و امثال اينها كه اصطلاحاتى خاصّ دارد، پذيرفته نيست (صاحب شاهين) بصيغه تثنيه يعنى دو شاه گويد شاهش مرد نه بخدا نمرد و بخدا شاهش كشته شد، و حال آنكه شاه فقط خداست و بس و هيچ گاه نميرد و كشته هم نشود.
٣٢٩٢- سماعة بن مهران، از ابو بصير از حضرت صادق روايت كرده است