ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٠١ - *(باب شفعه) *(يعنى اولويت حق خريد شريك، سهم شريك ديگر را)
را تصرّف مىكند، و إلّا حقّ او ساقط مىشود.
و هر گاه شريك به مشترى گفت: «بارك اللَّه لك فيما اشتريت» (يعنى در آنچه خريدارى كردى خدا بتو بركت دهاد) و از او خواست كه ملك را تفكيك كند حقّ شفعه او ساقط مىشود. (زيرا اين كلمات دلالت دارد بر رضاى او به معامله و پس از رضايت او به فروش شريكش به ديگرى، حقّ شفعه ساقط است).
و نيز مؤلّف گويد: استاد ما محمّد بن حسن بن وليد- رضى اللَّه عنه- مىگفت: در صورت معاوضه ملك با هر چيز كه شفعه در آن جارى است يا بخشيدن سهم به ديگرى شفعه نيست (يعنى اگر شريكى سهم خود را به غير ببخشد يا با مالى تاخت زند و داد و ستد كند) در اين موارد، براى شريك ديگر حقّ شفعه نيست، تنها حقّ شفعه در موردى است كه شريكى سهم خود را به غيرى به قيمت معيّنى طلا يا نقره [دينار يا درهم] بفروشد و افراز هم نشده باشد و حديث على بن رئاب اين مطلب را تاييد مىكند (حديث على بن رئاب شفعه را در صورتى كه ثمن مال باشد نه قيمت، نفى مىكند).
و هر گاه شخصى سهمى در خانهاى يا زمينى داشته باشد و به يكى سهم خود را ببخشد و او را ابراء كند در اين صورت هم براى كسى حقّ شفعه نيست و لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه العلىّ العظيم.