ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٠٠ - *(باب لقطه و ضاله) *(لقطه اشياء گمشدهايست كه غير صاحبش آن را بيابد، و ضاله حيوان گمشده است )
٤٠٥٠- سكونى از جعفر بن محمّد از پدرش عليهما السّلام روايت كرد كه فرمود: امير مؤمنان ٧ در مورد مردى كه بهيمه خود را از روى فقر و تنگدستى و سختى روزگار رها كرده بود چنين حكم فرمود: اگر آن حيوان را در مكانى كه آب و علف بوده و از درندگان در امان بوده رها كرده است اكنون مال اوست، و چنانچه در جاى بىآب و علف و مخوف رها كرده است از آن كسى مىباشد كه او را يافته است.
شرح: «حكم از آن جهت است كه صاحب مال از آن رفع يد كرده و اعراض نموده در صورتى كه در جاى بىآب و علف و مخوف آن را رها كرده باشد، در اين صورت هر كس او را برگيرد به عنوان تملّك، مالك آن خواهد شد».
٤٠٦٠- وهب بن وهب أبو البخترى از جعفر بن محمّد از پدرش عليهما السّلام روايت كرد كه من از آن حضرت سؤال كردم اجرتى را كه براى پيدا كردن بنده فرارى يا حيوان گمشده معيّن مىكنند (يعنى جعاله) گرفتن آن چه صورت دارد؟
فرمود: اشكالى ندارد.
٤٠٦١- حسين بن زيد از جعفر بن محمّد از پدرش عليهما السّلام روايت كرد كه فرمود: امير مؤمنان ٧ در باره مردى كه حيوان گمشده شخصى را يافته بود و به اميد اجرت به سوى صاحبش مىبرد، امّا حيوان در راه تلف شده بود فرمود: وى