ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٣٤ - *(باب صيد و شكار و سر بريدن حيوانات) *
بخور از آنچه سگ شكارى از آن خورده اگر چه از آن يك جزء بيشتر باقى نمانده باشد.
٤١٢٣- سليمان بن خالد گويد: از امام صادق ٧ پرسيدم:
«مسلمانى سگ شكارى گبرى را عاريه مىكند و آن را بشكار مىفرستد و بسم اللَّه مىگويد آيا از گوشت آن شكار كه براى او نگهداشته، بخورد؟ فرمود: آرى، زيرا آن كلب معلّم است و نام خدا را هم كه برده است.
٤١٢٤- قاسم بن سليمان گويد: از امام صادق ٧ پرسيدم: سگ شكارى فرار كرده است و در حالى كه صاحبش او را رها نكرده، شكارى گرفته است، صاحب سگ كه به بالين شكار رسيد، سگ آن را كشته بود. آيا از آن بخورد؟ فرمود:
نه، اگر صيد كرده و او بسم اللَّه گفته باشد حلال است، آنگاه مىتواند از آن بخورد، و چنانچه سگ صيد كرده و او نام خدا را نبرده است از آن نخورد، و اين معناى فرمايش خداوند است كه فرمود: ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ مائده: آيه ٤» (از آنچه آموزش دادهايد از سگان در حالى كه معلّم آنها بودهايد).
٤١٢٥- زراره گويد: امام صادق ٧ فرمود: هر گاه شكارچى سگ را براى شكار رها كرد و بسم اللَّه را فراموش كرد مانند آنست كه آن را ذبح كند و