ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٨٣ - *(باب آزاد بودن) *
از مصر بمدينه مىآمدم و كنيزى چند بهمراه داشتم گمركچى از من پرسيد حال بردگان چطور است؟ گفتم: همه آزادند. بمدينه كه رسيدم نزد آن حضرت رفته و قصّه خود را باز گفتم و پرسيدم آيا اينكه بگمركچى گفتم اينان همه آزادند گناهى ندارد و يا آنان آزاد نشدند؟ فرمود: باكى بر تو نيست، عرض كردم در ميان آنها كنيزى است كه من با او همبستر شدم و اكنون حامله است، فرمود: آيا نه اينست كه فرزندش موجب آزاديش خواهد شد؟ زيرا در صورتى كه مولايش پيش از آنها از دنيا برود، از سهم الارث نصيب فرزندش مىشود و قهرا آزاد خواهد گشت.
* (باب آزاد بودن)*
٣٥١٥- عبد اللَّه بن سنان گويد: از امام صادق ٧ شنيدم كه مىفرمود: امير المؤمنين ٧ چنين فرمود: براستى كه مردمان همگى آزاد هستند جز آنكه خود به بندگى خويش اقرار نمايد در حالى كه بالغ و عاقل باشد چه غلام و چه كنيز، و يا آن كس كه دو شاهد بر بردگى و رقّيّتش شهادت دهند، چه كوچك باشد و چه بزرگ.
٣٥١٦- محمّد بن فضل هاشمى گويد: به امام صادق ٧ عرض