ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٥ - *(باب صلح) *
كردن گندمها، وجه را با پيمانهاى گندم به همان قيمتى كه با هم توافق كرده بودند به آسيابان داده است. فرمود: عيبى ندارد اگر چه آرد را هم قيمتگذارى نكرده باشند.
٣٢٧٢- حسن بن محبوب از علاء از محمّد بن مسلم روايت كرده كه گفت:
شنيدم امام باقر ٧ فرمود: من روزى نزد يكى از قاضيان مدينه بودم دو مرد به او مراجعه كردند، يكى گفت: من از اين شخص چهارپائى براى رفتن بفلان محلّ كرايه كرده بودم و چهارپايش نتوانست مرا بدان جا برساند و واماند، قاضى از صاحب چهار پا سؤال كرد: آيا او را به آنجا كه مىخواسته نرساندهاى؟ گفت: نه، ميان راه مركوب وامانده شد و نتوانست بمقصد برسد، قاضى گفت: حق گرفتن كرايه ندارى چون آنجا كه قرار گذاشتى او را نرساندهاى، حضرت مىفرمايد: من آنكه مال را كرايه كرده بودم طلبيدم و گفتم بر تو جايز نيست حقّ آن مقدار از راه را كه تو را برده است بدو ندهى و به ديگرى نيز گفتم تو هم حقّ ندارى براى آن مقدارى كه نبردهاى طلب اجر كنى و هر دو با هم صلح كردند.
٣٢٧٣- محمّد بن على الحلبى گويد: من نزد قاضى بودم امام باقر ٧