ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٢٢ - *(باب رهن - گروه) *
٤١٠٢- علىّ بن حكم از أبان بن عثمان از امام صادق ٧ نقل كرده كه در رهن فرمود: اگر گرويى در نزد طلبكار از بين رفت بدون اينكه او تقصير يا تعدّى كرده باشد، طلب خود را از گرو دهنده مىستاند، و اگر او موجب تلف شدن مال (به سهل انگارى در حفظ و ضبط آن) بود، آن وقت (قيمت مال گرويى و طلب را با يك ديگر مىسنجند و) تفاضل قيمت را به يك ديگر مىپردازند.
٤١٠٣- و محمّد بن قيس از امام باقر ٧ نقل كرد كه آن حضرت فرمود: چنانچه شخصى زمين با درآمد يا باغ بارورى را گرو گرفت، ميوه و محصول آن را به حساب طلب خويش بياورد و مخارجى كه بر آن زمين هزينه مىكند به حساب بدهى صاحبش بگذارد، و هر گاه طلب خود را تماما از اين راه وصل كرد زمين را به صاحبش بازگرداند.
٤١٠٤- سكونى از جعفر بن محمّد از پدرش عليهما السّلام روايت كرده كه فرمود: امير مؤمنان ٧ در مورد اختلاف گرو دهنده و گروگيرنده، كه راهن مىگويد: بفلان مبلغ گرو گذاردم و مرتهن مىگويد: به فلان مبلغ بيشتر، فرموده است:
قول گروگيرنده را بايد تصديق كرد تا حدّى كه به قيمت رهن برسد نه بيشتر، زيرا وى امين است (يعنى گروگان را نزد او امانت نهادهاند).