ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٢١ - *(باب رهن - گروه) *
شرح: «مشهور آنست كه مرتهن (رهنگيرنده) به مالى كه نزد او رهن است از ديگران سزاوارتر است و مىتواند طلب خود را از مورد رهن وصول نمايد، چه راهن زنده باشد چه نباشد. پس در اين صورت بايد خبر را به وجهى توجيه كنيم، مثلا بگوئيم اين حكم در صورتى است كه كلّ موجودى شخص اعمّ از رهن و غير آن كفاف به ديون مىدهد، و طلبكاران در صورتى كه رهنها را به حساب بياورند به تمام طلبشان مىرسند و حقّشان صد در صد ادا مىشود، و اگر رهن را بحساب نياورند آن وقت است كه شخص متوفّى موجوديش به ديونش وفا نمىكند».
٤١٠١- عبد اللَّه گويد: و از آن حضرت ٧ پرسيدم: مردى يك هزار درهم از ديگرى وام گرفته و مالى را كه دو هزار درهم ارزش داشته نزد او گرو نهاده (و به دليل بىتوجّهى) مال تلف شده است، امام ٧ فرمود: راهن اضافه مال خود را از قرض دهنده مطالبه مىكند، و اگر ارزش گرو كمتر از مبلغ وام بود طلبكار بقيّه طلب خود را از بدهكار وصول كند، و چنانچه مساوى بود (يعنى رهن و قرض) پس حساب هر دو پرداخت شده است.
نويسنده اين كتاب- رحمه اللَّه- گويد: اين در صورتى است كه رهنگيرنده در حفظ متاع كوتاهى كرده و آن را مواظبت نكرده باشد، لكن اگر در حفظ مال مطابق معمول كوشش خود را كرده و آن را در جاى مناسبى قرار داده و بدون تقصير و اختيار او، مال تلف شده است، آنچه به قرض داده از گرو گذارنده طلبكار است و از او مىستاند و دليل اين گفتار خبريست كه در زير نقل مىشود: