ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٧٠ - *(باب ربا) *
ديگر روزى مىرساند.
شرح: «رسم در آن زمان چنان بود كه جماعتى كارشان اين بود كه پيشواز كاروانها مىرفتند و از شهر مسافتى به استقبال دهاتيان كه بار به شهر براى فروش مىآوردند طىّ مىكردند و غالبا به آنها كه مىرسيدند قيمت متاع را كمتر از آنچه در شهر بفروش مىرسيد مىگفتند، و صاحبان متاع را فريب داده از كسادى آن در شهر خبر مىدادند و خود به قيمتى نازل مال را خريده و به شهر آورده و به بهاى واقعى يا گرانتر از نرخ به مردم مىفروختند از اين رو در روايت از آن منع شده است و اين كار را «تلقّي» گويند».
٣٩٨٩- منهال قصّاب گويد: از امام صادق ٧ پرسيدم: به استقبال رفتن براى خريد گوسفند از حشمداران كه بسوى شهر براى فروش مىآيند چطور است؟ امام فرمود: اين كار را نكن و آنچه از اين راه بدست آمده مخر و از گوشت آن مخور.
٣٩٩٠- و منهال حدّ تلقّى را از آن حضرت سؤال كرد، امام فرمود: به اندازه مسافتى كه طرف عصر تا غروب طىّ مىكنند، و چون از اين حدّ گذشت و به چهار فرسخ رسيد آن ديگر تلقّى نيست بلكه سفر تجارت است.
* (باب ربا)*
٣٩٩١- ابو بصير گويد: امام صادق ٧ فرمود: گرفتن يك درهم ربا