ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٣٠ - *(باب رهن - گروه) *
شخصى برده خود يا جامه يا جواهرات يا اسباب و اثاثه خانه را نزد كسى گرو مىگذارد و به گروگيرنده اجازه تصرّف اين اشياء را مىدهد و مىگويد بر تو حلال است جامه را بپوشى، آن را در بر كن و از اثاث خانه استفاده كن، و خادم (برده) را به كار گمار و به او فرمان بده، نظرتان چيست؟ فرمود: اينها بر او حلال است، در صورتى كه او (راهن) اجازه مىدهد، امّا من خوش ندارم كه (مرتهن) چنين كند.
عرض كردم: كسى خانهاى به گرو گرفته كه درآمد دارد، منافع آن متعلّق به كيست؟
فرمود: از آن صاحب خانه، عرض كردم: زمين بايرى را به گرو گرفته و صاحب زمين گفته است: آن را براى خود بذرافشانى كن. فرمود: اين بر او حلال است و مانند آن كه گذشت نيست، با مال خود در آنجا بذرافشانى كرده و براى او حلال است همچنان كه راهن بر او حلال كرده است چون بدست خود آن را كاشته و باير را معمور ساخته است.
٤١١٨- محمّد بن رباح قلّاء گويد: از موسى بن جعفر عليهما السّلام پرسيدم:
مردى برادرش از دنيا رفته و صندوقى بجاى گذاشته كه در آن چيزهائى است كه گرو گرفته بود، پارهاى از آنها نام صاحبش بر آن ثبت شده است و در مقابل مبلغى معلوم بوده است و پارهاى نه صاحبش معلوم است نه مبلغش، شما چه مىفرمائيد در باره آنها