ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٣ - *(باب آنكه شهادتش رد و آنكه شهادتش پذيرفته شود) *
صاحبانشان.
(اينها در موارديست كه جاى سوء ظن باشد و إلّا در عدم سوء ظن و بودن يقين براستى آنها مىتوان ترتيب اثر داد) و شهادت شريك بر له شريكش، و شخص متهم و شاگرد يا نوكر نسبت به استاد يا اربابش، و شهادت ميگسار و شطرنج باز و نرد باز و شهادت هر كس كه با نوعى قمار سر و كار دارد. پس هيچ يك از اينها شهادتشان مورد قبول نيست چون مورد ترديد هستند.
٣٢٨٣- على بن اسباط از محمّد بن الصلت روايت كرده است كه گفت: از حضرت رضا ٧ سؤال كردم: چند تن رفيق و همراه بودند كه دزد قافله آنها را زد، و دزدان دستگير شدند، پس پارهاى از آنها بر له پارهاى ديگر، شهادت داد (يعنى اهل قافله)، امام ٧ فرمود: اين شهادت پذيرفته نخواهد بود مگر اينكه از خود دزدها نيز اقرار گيرند، يا اينكه غير اهل قافله شهادت بر مال يكى از اهل قافله دهد يعنى بگويد فلان مال از آن فلان كس است كه مورد سرقت واقع شده است.
٣٢٨٤- حسن بن محبوب از علاء، از محمد بن مسلم از امام باقر ٧ روايت كرد كه فرمود: شهادت بنده مسلمان در مورد شخص آزاد مسلمان پذيرفته است. مؤلّف كتاب گويد: مراد از خبر آنست كه بنده مسلمان شهادتش در باره