ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٣٤ - *(باب شغلها، كسبها، درآمدها و صنعتها) *
كس خود را اجير سازد روزى را بر خود تنگ كرده است، چگونه بر خود تنگ نكرده باشد در حالى كه آنچه به چنگ مىآورد از آن ديگرى است همان كه او را اجاره كرده است.
شرح: «بايد دانست كه اين منع در مورد كسانى است كه خود را به مبلغ معيّنى اجاره مىدهند و براى ديگران كار و فعاليّت مىكنند و عامل و نماينده ديگران هستند در حالى كه مىتوانند همان كار را مستقلا براى خويش انجام دهند، نه كارگران كارخانجات و شركتهاى صنعتى كه تأسيس آن براى هر كس ميسور نيست و شخص نمىتواند خود مستقلا بدان بپردازد، و اينان نيز اجرت و ارزش كار فردىشان هر چه باشد مىستانند، پس منع شامل اينها نيست بلكه شامل كسانى است كه مىتوانند كارى را كه براى ديگران انجام مىدهند براى خود انجام دهند و هر مقدار كه بهرهآور است از آن خود آنها باشد، با اين حال اجير مىشوند».
٣٦٥٨- هارون بن حمزه غنوى گويد: از امام ششم ٧ پرسيدم:
مردى كسى را اجير كرده است و چون اجير و مستأجر به يك ديگر اطمينان نداشتند وجه الاجاره را نزد شخص سومى نهاده و آن شخص پس از انجام كار وفات يافت و مالى كه به مبلغ اجاره نزد او امانت مانده بود تا بدان وفا كند تلف شده و چيزى باقى نگذاشته است، امام ٧ فرمود: «اجيركننده ضامن اجرت است مگر اينكه اجير شده خود، آن شخص را معرّفى كرده و به آن راضى شده باشد».
٣٦٥٩- عبيد بن زرارة گويد: امام صادق ٧ بمن فرمود: اى عبيد