ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٢ - *(باب آنكه شهادتش رد و آنكه شهادتش پذيرفته شود) *
كسى كه خداوند و پيامبرش حكم بسوزانيدن خانه او بر سرش كردهاند، براستى كه رسول خدا ٦ مىفرمود: پذيرفته نيست نماز كسى كه در مسجد مسلمين بنماز حاضر نشود مگر از جهت مرض يا علّتى ديگر.
* (باب آنكه شهادتش ردّ و آنكه شهادتش پذيرفته شود)*
٣٢٨١- عبيد اللَّه حلبى گويد: از امام صادق ٧ سؤال كردم چه كسانى شهادتشان پذيرفته نيست؟ فرمود: آنكه گمان بد در باره او برده شود، و آنكه در دينش متّهم باشد، ديگر آنكه در قبول شهادتش نفعى عائدش بشود، و شهادت آنكه ميان او و مدّعى عليه يعنى متّهم دشمنى باشد، راوى گويد: سؤال كردم پس فاسق و خائن چه؟ حضرت فرمود: اين دو همان كسانى هستند كه گمان بد در بارهشان برده مىشود، و در دينشان متّهمند.
٣٢٨٢- در حديث ديگرى (ظاهرا از سماعه است) امام صادق ٧ فرمود: شهادت و گواهى «مريب» آنكه مورد شكّ باشد مثل: غلام نسبت به اربابش، و نيز سائل بكف نسبت به بذلكنندهاش يا دشمن نسبت به دشمنش يا دافع مغرم مانند شهادت كسى كه اگر جرم ثابت شود او هم بايد غرامت بدهد مثلا شهود بگويند كه جنايت روز پنج شنبه اتفاق افتاده است و عاقله (كسانى كه بايد خونبهاى قتل خطا را بپردازند) شهادت دهند كه در روز جمعه بوده است كه اين موجب شود دفع غرامت از عاقله بنمايد و نيز شهادت اجيران و خدمتكاران و بندگان نسبت به