ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٦٧ - *(باب آنكه شهادتش رد و آنكه شهادتش پذيرفته شود) *
شرح: «گويند: در اين قضيّه شايد قرائنى در كار بوده كه حكم ثابت شده يا اينكه خبر فقط در مورد اثبات ديه است نه قصاص، پس در اين صورت منافاتى با خبرى كه از محمد بن فضيل گذشت ندارد.»
٣٣١٢- و زراره از يكى از صادقين عليهما السّلام روايت كرده كه فرمود:
چهار تن شهادت دادند كه زنى زنا داده است و زن اظهار نمود من بكر هستم، زنان وى را بازديد كردند و بكرش يافتند، فرمود: شهادت زنان مورد قبول است (يعنى در بكارت).
٣٣١٣- عبد اللَّه بن حكم از امام صادق ٧ سؤال كرد: زنى شهادت داد كه مردى پسر بچهاى را به چاه انداخته و طفل جان سپرده است، حكم چيست؟
فرمود: بر آن مرد ربع يعنى ٤/ ١ ديه طفل به شهادت آن زن ثابت مىشود.
٣٣١٤- محمد بن أبى عمير از حسين بن خالد از امام هفتم ٧ نقل كرده گويد: بحضرت نوشتم مردى از دنيا رفته است و كنيزى دارد كه از او داراى فرزند شده و مولايش در زمان حيات خود براى او مالى قرار داده بوده است، اكنون كه مولى درگذشته، آيا باز كنيز نسبت به آن مال حقّى دارد؟ حضرت جواب داد: آنچه