ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٩٨ - *(باب شفعه) *(يعنى اولويت حق خريد شريك، سهم شريك ديگر را)
٧ آمده كه رسول خدا ٦ فرمود: شفعه در كشتى مشترك و همچنين نهر (قنات) و جادّه و آسيا و حمّام نيست (چون اينها قابل تفكيك و افراز نيستند، حمّام يا كشتى يا قنات و راه يا جاده و آسيا و كارخانه را چگونه مىتوان افراز نمود و شفعه در مورديست كه قابل افراز باشد ولى هنوز قسمت نشده باشد).
٣٣٧٥- در حديث سكونى على ٧ فرمود: وصىّ يتيم (قيم صغير) به منزله پدرش مىباشد و مىتواند از حقّ شفعه براى او استفاده كند در صورتى كه شادمانى و رفاه حال صغير را بخواهد و يا او رغبتى نشان دهد، و نيز فرمود: شريك غائب هم حقّ شفعه دارد (يعنى شخص غايب كه شريكش سهم خود را بهنگام غيبت و عدم حضور او بديگرى فروخته است حقّ شفعه دارد و مىتواند پس از حضور هر مقدار كه طول كشيده باشد وجه را به شريك جديد داده ملك را تصرّف كند).
٣٣٧٦- امام باقر ٧ فرمود: وقتى سهام تعيين شد و ملك افراز گشت حقّ شفعه ديگر ساقط است.
٣٣٧٧- از امام صادق ٧ سؤال شد كه شفعه براى كيست؟ و در چه چيزى است و آيا در حيوان هم شفعه هست و چگونه است؟ حضرت فرمود: شفعه مسلّم است در هر چيزى يا زمين و يا متاع مادامى كه ميان دو شريك واقع شود نه بيشتر، و اگر يكى سهم خود را به شريكش بفروشد شريك ديگر حقّ شفعه دارد و او به خريد اولويّت دارد تا ديگرى، امّا اگر از دو تن بيشتر شدند ديگر براى هيچ يك حقّ