ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٩٧ - *(باب ارتداد) *
كردن عذاب كرده است و جماعتى را با باد و عدّهاى را با طوفان و سيل و قومى را با ملخ و يا پشّه و كنه و قورباغه و خون و طايفهاى را با سنگ گلين. و جز اين نيست كه امير المؤمنين ٧ آنان را براى اينكه او را به پروردگارى معرّفى كردند به آتش اين چنين عذاب فرمود نه براى غير آن و شايد در اين حكمتى بليغ باشد و آن اين باشد كه خداوند متعال آتش را بر اهل توحيد حرام ساخته، و امير المؤمنين ٧ نظرش اين بوده كه اگر من پروردگار شما بودم شما را به آتش عذاب نمىكردم با اينكه شما به پروردگارى من إذعان مىنمائيد لكن از جانب من مستوجب اين عذاب گشتيد براى ستمى كه نموديد و ناروايى كه گفتيد بر خلاف آنچه را كه موحّدين و اهل توحيد مستوجب آن از خداوند خويشند امّا من به إذن او اختياردار دوزخ اويم و چنانچه بخواهم در آن شتاب مىكنم همچنان كه در باره شما كردم و اگر بخواهم تأخير مىكنم و جايگاه شما آتش است و مولاى شما آتش خواهد بود- يعنى آن به شما سزاوارتر است و بسيار بد سرانجامى خواهيد داشت و من مولاى شما نيستم و البتّه مطلب اين چنين بود كه امير المؤمنين ٧ آنان را در اين گفتار كه او را ربّ دانستند مانند آن كس قرار داد كه خدا را رها كرده بتى را بپرستد و آن بدين صورت است كه:
٣٥٥١- مردى نزد امير المؤمنين ٧ آمده شهادت داد كه دو تن از مردمان مسلمان