ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٢٦ - *(باب رهن - گروه) *
آنچه نزد او گروست طلب خويش را برگيرد و باقيمانده را به ورثه ميّت بازدهد، و چنانچه بيّنه نداشت و نزد ورثه اقرار بر گرو و رهن كرد به اقرارش عمل مىكنند و براى ادّعا و طلبش بايد گواه و شاهد بياورد و قسم نيز ياد كند تا بتواند مالش را وصول كند و هر گاه شاهد و گواهى نداشت و ورثه منكر طلب او بودند بايد ورثه را سوگند عدم آگاهى بدهد. بدين معنى كه ورثه همگى سوگند به خدا به لفظ جلاله (اللَّه) ياد كنند كه ما از بدهى ميّت به اين شخص اطّلاعى نداريم، (اگر حاضر به قسم شدند كه حقّ طلبكار ساقط مىشود و اگر حاضر نشدند طلب خود را وصول مىكند).
٤١١٢- ابان بن عثمان گويد: مردى نقل كرد كه من از امام صادق ٧ پرسيدم: حكم رهن در دست مرتهن چيست در صورتى كه حيوان، يا چهار پا، يا نقره، يا متاع ديگر باشد و آتش بگيرد يا دزدان آن را بربايند و مال رهن تلف شود يا متاع آن نقصان پذيرد، و در اين پيش آمد، گواه و بيّنه نداشته باشد بايد چه كند؟ فرمود: چنانچه همه دارائى او از دست رفته و چيزى براى او باقى نمانده مسئوليّتى ندارد (و حقّش بر ذمّه راهن باقى است) و چنانچه مدّعى است كه در ميان دارائى او تنها رهن تلف شده از وى پذيرفته نيست جز اينكه اثبات نمايد.
٤١١٣- ابو العبّاس بقباق گويد: از امام صادق ٧ پرسيدم كه مردى