ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٣٥ - *(باب مزارعه و اجاره) *
فدايت گردم ما آب و زمين داريم و چرخ و چاه، و در آن مراتعى است، يكى از ما گلّه گوسفند و شتر دارد و خود به آن چراگاهها نياز دارد. آيا مىتواند آنجا را براى چريدن اغنام و احشام خود قرق كند و نگذارد گوسفند ديگرى در آنجا بچرد؟ فرمود: اگر زمين ملك اوست اين حقّ را دارد كه از ديگران جلوگيرى نمايد و منحصر براى رفع نياز خود گرداند، عرض كردم: شخص مىتواند علف مرتع و چراگاه را بفروشد؟ فرمود: اگر زمين از آن اوست اشكالى ندارد.
٣٨٩٨- ابراهيم كرخى گويد: به امام صادق ٧ عرض كردم: من مىتوانم با اين گبرها يا غير عربهاى مشرك، شريك شوم كه زمين و گاو ورز (گاو شخم) و بذر از من باشد و كار و كوشش و فعّاليت و كشت و زرع با وى، تا اينكه گندم يا جو برآيد و قسمت كنيم و باج دولت را بدهيم و هر چه باقى ماند يك سومش از آن گبرك و بقيّه از آن من باشد؟ فرمود: اشكالى ندارد، عرض كردم: بر اوست كه آن مقدار بذر كه من دادهام از آن بر من ردّ كند و بقيّه را قسمت نمايد؟ فرمود: نه، با او به بذر و گاو و زمين شركت كردهاى كه از ناحيه تو باشد و كار و كوشش از آن او.