ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٤٤ - *(باب نادر) *
نقل كرده كه فرمود: از امير المؤمنين ٧ پرسيدند كه مردى پرندهاى را با چشم دنبال كرد تا اينكه پرنده بر شاخ درختى نشست و ديگرى آمد و آن را صيد كرد. فرمود:
براى چشم همانست كه ديده و براى دست همان راست كه گرفته.
٣٤٣٢- علىّ بن عبد اللَّه ورّاق- رحمه اللَّه- از سعد بن عبد اللَّه از أحمد بن محمّد ابن عيسى از محمّد بن أبى عمير از حمّاد از محمّد بن مسلم روايت كرده كه گفت: از امام صادق ٧ سؤال كردم كه شخص لال و بىزبان در محاكم چگونه سوگند ياد كند اگر كسى بر او ادّعاء طلبى نمايد در حالى كه بيّنه و شاهدى هم نداشته باشد؟
فرمود: چنين كسى را نزد امير المؤمنين آوردند آن حضرت فرمود: خدا را شكر كه مرا از دنيا نبرد تا اينكه آنچه را كه اين امّت بدان محتاج است برايش روشن ساختم، آنگاه فرمود: قرآنى بياوريد، مصحف حاضر نمودند، پس به شخص لال فرمود: اين چيست؟
لال سر به آسمان كرده و به اشاره فهماند كه كتاب خدا است، سپس فرمود:
سرپرست اين شخص را بياوريد، برادرش را حاضر كردند، حضرت او را در كنار برادر نشانيد و از قنبر دوات و ظرفى مثل سينى يا بشقاب يا كاسهاى چينى مانند خواست و برادر شخص لال را گفت: ميان خود و او به وى بفهمان كه اين علىّ است، مرد