ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٤٦ - *(باب آزاد كردن بنده و احكام آن) *
انجام دهند و لشكرى تهيّه و آماده كنند و به نبرد با آنان برخيزند و به ايشان حمله كنند، و مسلمانان براى دفع يا رفع شرّ آنها از خود به دفاع پردازند و در اين كشاكش و خونريزى از كفّار اسير گيرند آنگاه امام مسلمين حقّ دارد اسيران را با گرفتن فديه يا بدون آن آزاد كند، و يا استرقاق كند (يعنى به بندگى گيرد) و راه را تنها همين مىداند، آرى در موردى كه يك فرد كافر ذمّى مسلمانى را عمدا بكشد او را نيز اولياء مقتول مىتوانند به بردگى گيرند، و چون راه تنها و تنها منحصر به اين مورد جنگ و قتل عمدى است، و در مقابل از راههاى بسيارى آزاد نمودن بنده را چه به واجب و چه به مستحبّ دستور داده و كسى كه با احكام اسلام آشنائى داشته باشد بطور وضوح براى او روشن است كه اسلام براى آزاد سازى بردگان موجود زمان منتهى درجه كوشش خود را بكار گرفته، و درهاى رقّيّت و بردهگيرى را از هر سو بسته است، و كسى را نمىرسد كه- العياذ باللَّه- بگويد: اسلام با برده كردن افراد موافق است، بلكه اسلام خود اساس بردهگيرى را در جهان برانداخت و خلق خدا را از قيد رقّيّت به انواع چارهها و دستورات آزاد فرمود».
٣٤٣٤- و حمّاد از حلبى از امام صادق ٧ روايت كرده است كه فرمود: مستحبّ است براى شخص كه در شب عرفه با آزاد كردن بنده و دادن صدقه بپروردگار خود تقرّب جويد.
٣٤٣٥- از ابو بصير و ابو العبّاس و عبيد بن زراره از حضرت صادق ٧ روايت شده كه فرمود: هر گاه شخص مالك پدر و مادر يا خواهر يا عمّه يا