ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٨ - *(باب آنكه شهادتش رد و آنكه شهادتش پذيرفته شود) *
رشد رسيدند آن را فراموش نكرده باشند. (غرض اين كه اعتبار بوقت اداء شهادت است نه وقت تحمل آن).
و همچنين يهود و نصارى اگر متحمّل شهاداتى شوند پس از آن كه اسلام آوردند، اداء شهادتشان جائز خواهد بود.
و اگر بنده اداء شهادت كند، و پس از آن آزاد شود، شهادتش جائز است به شرط آن كه حاكم قبل از آزاد شدن بنده، آن شهادت را ردّ نكرده باشد.
و امير المؤمنين فرمود: اگر بنده بخاطر شهادت، آزاد شود، شهادتش جائز نخواهد بود.
مؤلّف كتاب- رحمه اللَّه- گويد: آنجا كه فرمود: در صورتى كه حاكم قبل از آزادى عبد، رد نكرده باشد شهادت عبد را- معنايش اينست كه حاكم براى فاسق بودن عبد يا عملى كه موجب عدم قبول شهادت شخص است او را ردّ كند، نه اينكه چون عبد و بنده ديگرى بوده، زيرا شهادت عبد در مذهب ما پذيرفته است و اوّل كسى كه شهادت عبد را رد كرد خليفه ثانى بود، و آنجا كه فرمود: «اگر عبد براى شهادت آزاد شود شهادتش جائز نخواهد بود». موردى است كه بنفع مولايش شهادت دهد،