ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٦ - *(باب راه و رسم داورى) *
بزور متوسل شده و امروز و فردا كرده و بدهى خود را نمىپردازند بر ايشان سخت بگير و بر آنها كه تمكن دارند و نمىدهند يا كسانى كه به حكّام رشوه مىدهند تا از پرداخت بدهى سر باز زنند، دار و درخت و اراضى آنها را در معرض فروش قرار ده زيرا من از رسول خدا ٦ شنيدم كه مىفرمود: در صورتى كه مسلمانى پرداخت بدهى خود را بتعويق انداخت در صورتى كه آمادگى براى پرداخت داشته باشد اين ستم است در حق مسلمان طلبكار، و هر كس كه تهيدست بود و صاحب مال يا خانه يا اثاثيهاى هم نبود، راهى بر او نيست و بايد طلبكار، وى را مهلت دهد تا متمكّن گردد. و فرمود: بدان كه مردم را بر حقّ وادار نمىكند مگر آنكه از باطل بازشان دارد. سپس فرمود ميان مسلمانان بمساوات عمل كن از جهت خوشروئى و خوشگوئى و همصحبتى تا نزديكان اميد بيجا در تجاوزكارى تو نبندند، و بيگانگان و دشمنان هم از عدل تو مأيوس نشوند، [
«و ردّ اليمين على المدّعي مع بيّنة»
ردّ قسم بر مدعى صاحب بيّنه كن اين بر خلاف مذهب شيعه است و اصل در مذهب ما آنست كه مدّعى پس از اقامه بينه مجبور به قسم نيست و شايد اين حكم در صورتى باشد كه صحّت دليل مورد ترديد باشد، چنان كه جمله بعد كه مىفرمايد:
«فإنّ ذلك أجلى للعمى و أثبت في القضاء»
اين براى روشن شدن مورد تاريك حكم بهتر و براى اثبات حكم قوىتر است، مؤيّد آنست يا اينكه در جمله سقطى واقع شده مثلا
«و ردّ اليمين على المدعى مع عدم البينه»
بوده يعنى با نبودن شاهد.] و بدان كه مسلمانان هر كدام نسبت به ديگرى عادلند مگر آنكه در مورد حدّى تازيانه خورده و توبه هم ننموده باشد يا آن كس كه به شهادت دادن دروغ معروف شده