ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٤ - *(باب صلح) *
يهودى يا مسيحى چهار هزار درهم نزد من داشت و مرد، آيا من مىتوانم بدون اينكه از اصل مبلغ به ورثهاش اطّلاع بدهم طلب مرد يهودى را با مقدارى مال با آنها صلح كنم؟ امام ٧ فرمود: جايز نيست مگر اينكه تمام مبلغ بدهيت را به ايشان بگوئى و اگر بكمتر راضى شدند اشكالى ندارد.
٣٢٧٠- أبان بن عثمان از محمّد بن مسلم از امام باقر ٧ روايت كند: مردى بدهى مدّت دارى به ديگرى دارد، طلبكار مراجعه كرده گويد فلان مقدار از طلب مرا نقدا بپرداز و بقيّه را بتو مىبخشم، يا اينكه مقدارى از طلب مرا نقدا و بقيّه را مدّت طولانىتر بپردازد، آيا در اين دو صورت اشكالى هست؟ حضرت فرمود: من اشكالى نمىبينم بشرط آنكه به رأس المال (سرمايه) چيزى اضافه نكند زيرا خداوند مىفرمايد: فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ (بقره- آيه ٢٧٩). يعنى:
براى شما اصل سرمايه اوّليه شماست نه شما به كسى ظلم مىكنيد و نه ظلم خواهيد شد.
٣٢٧١- حلبى گويد: امام صادق ٧ در باره مردى كه پيمانهاى چند از گندمى براى آسيا كردن بمبلغ معيّنى با آسيابان قرار كرده است و پس از آرد