ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٢٤ - *(باب رهن - گروه) *
صاحبش شناخته نشود و اميدى هم به بازگشت او نباشد، پس اگر او را مىشناسد حقّ فروش بدون إذن او را ندارد و دليل بر اين گفتار حديثى است كه ذيلا از قاسم بن سليمان نقل مىكنيم:
٤١٠٦- قاسم بن سليمان از عبيد بن زراره روايت كرده كه گفت: شخصى در مقابل بدهى مبلغى، با مدّت معلوم متاعى نزد كسى گرو نهاده و گروگذارنده غايب شده است و خبرى از وى نمىباشد، از امام صادق ٧ سؤال شد آيا زمانى براى فروش متاع گرويى هست؟ فرمود: نه، تا زمانى كه بيايد (يعنى بدون إذن او نمىتوان فروخت).
٤١٠٧- عبيد بن زراره روايت كرده كه به امام صادق ٧ عرض كردم: مردى دو دستبند نزد كسى بابت مبلغى گرو نهاده و يكى از آن دو دستبند مفقود گشته است چه كند؟ فرمود: قيمت آن مفقود شده را از طلب خود كم كند و باقى را مطالبه نمايد.
٤١٠٨- و نيز آن حضرت ٧ در مورد كسى كه خانهاى نزد ديگرى به گرو نهاده و آن خانه سوخت يا خراب گشت، فرمود: زمينش را مالك خواهد بود.
٤١٠٩- و سؤال شد در باره مردى كه شخص ديگرى غلامى نزد او رهن نهاده بود و آن غلام به مرض جذام مبتلا گشت، يا متاعى بود كه احتياج به باز كردن