ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤١٦ - *(باب وديعه) *
گويد: عرض كردم: اگر قدرت بازگرداندن آن را نداشت ولى كسى ضامن شد و ضامن شاهد نيز گرفت كه به عهده اوست آيا در اين صورت مىتواند چيزى از آن برگيرد؟
فرمود: آرى.
شرح: «چون مدلول خبر جواز تصرّف در مال غير بدون اجازه صاحبش مىباشد هر چند سندش صحيح است ولى ظاهرا جز مؤلّف كسى از فقهاء به آن فتوا نداده است، و مىتوان آن را بموردى كه از قرائن، إذن فحوائى بدست آيد تخصيص داد».
٤٠٩١- مسمع بن عبد الملك گويد: به امام صادق ٧ عرض كردم:
من مالى به شخصى سپردهام و او انكار كرده و سوگند هم ياد كرده است، سپس، بعد از دو (يا چند سال) به نزد من آمده و مالى را كه به او سپرده بودم با مبلغى اضافه آورده و مىگويد: اين سرمايه كه از من مىخواستى و اين چهار هزار درهم نيز سود آن همه از آن تو و مرا حلال كن، من سرمايه را از وى بستاندم ولى از گرفتن سود امتناع ورزيدم و آن را بحال خود رها كرده و تصرّف ننمودم تا نظر شما را بپرسم، اكنون رأيتان را در اين مورد بفرمائيد. فرمود: نيمى از سود را بستان و نيمى را به او ببخش و او را از مماطله حلال كن. زيرا او مرديست كه توبه كرده است و خداوند توبهكنندگان را