ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٩٢ - *(باب تبديل درهم به دينار يا مسكوكات با يك ديگر) *
من تكرار كردم. فرمود: اشكالى در آن نمىبينم.
شرح: «اين خبر دلالت دارد كه معامله خالص با ناخالص، وزن به وزن اشكالى ندارد و گويند: بايد مقدار سرب آن مغشوش، معيّن باشد».
٤٠٤٣- عبد الرحمن بن حجّاج گويد: از امام صادق ٧ راجع به داد و ستد پولهاى مسكوك متفاوت سؤال كردم و گفتم: بسا مىشود كه كاروان همسفران شتاب مىكنند و نمىتوانم سكّه دمشقى يا بصرى تهيّه كنم و در نيشابور يا شاپور سكّه دمشقى يا بصرى رايج است نه سكّه اينجا، [فرمود: كاروان كدامست؟ عرض كردم: جماعت مردم كه گردهم آمده و قصد خروج دارند و چون در رفتن شتابزدگى مىكنند بسا كه مهلت تهيّه كردن سكّههاى دمشقى و بصرى را نداشتهاند] ناچار دينار خود را مغشوش مىفروشيم و آنان در عوض هزار و پنجاه (١٠٥٠) دينار، هزار دينار دمشقى مىدهند، فرمود: در اين كار خيرى نيست، چرا به جاى اختلاف وزن شما طلائى اضافه نمىكنيد تا هر دو مساوى باشند؟ گويد: به آن حضرت عرض كردم دو هزار درهم مىدهم و هزار و يك دينار مىخرم؟. فرمود: اشكالى ندارد، راستى كه پدرم سلام اللَّه عليه از ما جراتش بر مردم مدينه بيشتر بود و اين كار را مىكرد، و اهل مدينه مىگفتند اين حيله است براى فرار از حرام، و اگر كسى يك دينار بياورد هزار