ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٩٤ - *(باب ارتداد) *
مسلمانى كه پدر و مادرش مسلمان باشند اگر از اسلام بيزارى جويد و انكار نبوّت محمّد بن عبد اللَّه ٦ را بنمايد و او را تكذيب كند، براستى كه خونش بر هر كس كه اين كلام را از وى بشنود مباح است و زوجهاش بايد از او كناره گيرد و با او نزديكى نكند و اموالش به ارث ما بين ورثهاش تقسيم مىشود و عيالش عدّه وفات نگهداشته، بعد براى شوهر كردن آزاد مىشود، و بر امام وقت است كه او را به جرم ارتداد به قتل رساند و توبهاش ندهد.
٣٥٤٧- سكونى از جعفر بن محمّد از پدرانش عليهم السّلام روايت كرده كه مرتدّ از اسلام زوجهاش بايد از او كناره گزيند و ذبيحهاش را نخورند، و سه بار توبهاش دهند و تا سه روز مهلت دارد كه باز گردد، پس اگر نپذيرفت و توبه نكرد چنانچه عقلش پابرجاست و ناراحتى روانى ندارد روز چهارم او را مىكشند.
مصنّف كتاب گويد: اين حكم مرتدّ ملّى است يعنى آنكه پدر و مادرش مسلمان نبودهاند.
و مترجم گويد: «خبر اطلاق دارد و مقيّد به ملّى و فطرى نيست مگر آنكه به اخبار ديگر مقيّدش ساخت و در هر حال اين حكم مرد است نه حكم زن مرتدّ».
٣٥٤٨- حلبى در باره زنى كه از اسلام خارج شده و مرتد گشته است از امام