ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٩٣ - *(باب خريد و فروش) *
تجّار را خبر كرد، آمدند و اظهار كردند كه ما در مقابل ده، به دوازده، متاع را مىپذيريم. حضرت فرمود: اين چقدر است يا چه مبلغ مىشود؟ گفتند: در هر ده هزار دو هزار سود مىدهيم. فرمود: من اين متاع را به دوازده هزار درهم به شما فروختم.
٣٨٠١- محمّد بن مسلم از امام صادق يا امام باقر عليهما السّلام روايت كرده در مورد مردى كه متاعى (عدل لباس) را جملگى به مبلغى خريده است و سپس عدد آنها را معيّن كرده و مبلغ را بر آن عدد تقسيم نموده و قيمت هر دست لباس را معيّن كرده است مىتواند آنها را به مشترى به طور رأس مالى (يعنى به قيمت تمامشده معيّن به اضافه صدى چند كه معيّن كرده) جدا جدا بفروشد؟ فرمود: نه، مگر اينكه بگويد به اين قيمت تقويم كردهام.
٣٨٠٢- عمر بن يزيد گويد: در مدينه يك عدد لباس هراتى را فروختيم هر دست را به فلان قيمت از من خريدند و قسمت كردند و در يكى از لباسها عيبى مشاهده شد، و آن را به من بازگردانيدند، گفتم: قيمتش را كه از شما گرفتم به شما ردّ مىكنم. گفتند: نه، آنچه ما تقويم كردهايم بايد بدهى. اين مطلب را به امام صادق ٧ عرض كردم فرمود: همان قيمت كه دادهاند مىتوانند بستانند.
٣٨٠٣- و در روايت جميل بن درّاج از يك تن از شيعيان از امام صادق يا