ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١١٦ - *(باب تعيين حكم با قرعه) *
گرفته است).
و نيز فرمود: اگر مردى كنيزى خريد و از آن داراى فرزند شد و شخصى ثابت كرد كه اين كنيز از آن من بوده است و فروشنده حقّ فروش نداشته، بايد كنيز را به صاحبش بازگرداند و قيمت فرزند را به حساب روز ولادت به او بدهد و فرزند را براى خود نگهدارد.
٣٣٩٣- و زرعه از سماعه از امام صادق ٧ روايت كرده كه فرمود:
دو تن بدعوا بر سر چهار پائى نزد امير المؤمنين آمده بودند و هر يك ادّعا مىكردند كه اين حيوان در آخور من بدنيا آمده است، و هر كدام اقامه بيّنه كردند و بيّنهها مساوى بود يعنى تعداد شاهدهاى هر يك مطابق ديگرى بود، و آن حضرت ميان آنها قرعه زد و دو عدد تير را گرفته و بر هر يك علامتى نهاد و صاحب علامت را مشخّص كرد و سپس اين دعا را بخواند:
«اللّهمّ ربّ السّماوات السّبع و ربّ الأرضين السّبع و ربّ العرش العظيم، عالم الغيب و الشّهاده الرّحمان الرّحيم، ايّهما صاحب الدّابّة و هو أولى بها فأسألك أن تخرج سهمه»
يعنى: بار الها، اى آنكه پروردگار هفت آسمان و هفت طبقه زمين و عرش عظيمى و داناى نهان و آشكار و رحمان و رحيمى هر كدام كه براستى صاحب اين حيوانست قرعه را بنام او خارج كن و قرعه به نشان يكى از آن دو