ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١١٥ - *(باب تعيين حكم با قرعه) *
كردم فرمود: در هر امر و موضوع نامعلومى حكم قرعه جارى است، گويد: گفتم: قرعه ممكن است خطا كند و ممكن است صواب، فرمود: آنچه را كه خداوند خود دستور آن را داده خطا نخواهد كرد.
٣٣٩٠- امام صادق ٧ فرمود: هيچ قومى يافتن مجهول خود را با عمل به قرعه بخدا وانگذارند جز آنكه حقّ بصاحب واقعى آن برسد.
٣٣٩١- و نيز فرمود: كدام حكمى عادلانهتر از قرعه است در صورتى كه واقعا امر بخدا واگذار شود، آيا خداوند خود نفرمود فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ پس يونس با آنها قرعه زد و بنام او بيرون آمد (صافات: ١٤١) يعنى قرعه بنام يونس آمد كه واقعا او خود بنده فرارى بود، نه ديگران و قرعه راست گفت.
٣٣٩٢- و حكم بن مسكين از معاوية بن عمّار از امام باقر ٧ روايت كرده كه آن حضرت فرمود: اگر دو يا سه تن با كنيزى در طهر واحد (يك پاكى) همبستر شوند و آن كنيز فرزندى آورد و هر يك ادّعا كند كه فرزند متعلّق بمن است حاكم بايد با قرعه تعيين صاحب نطفه را بنمايد و بنام هر كه قرعه درآمد فرزند از آن اوست و قيمت آن را بايد به صاحب كنيز بپردازد (ظاهرا اين همبسترى بايد از راه زنا نبوده باشد و إلّا در زنا نسب ملحق نمىشود و ممكن است صاحب كنيز او را بر هر سه نوبت حلال كرده بوده يعنى در پاكيهاى متعدد و اشتباها عمل در يك طهر صورت