ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٦٣ - حيوانات حلال گوشت و حيوانات حرام گوشت
نسل ميمون و بقاء يا عدم بقاء آن ندارد، و همين كه گوئيم: بصورت فيل يا حيوان ديگرى مسخ شدند دلالت دارد بر وجود موجودى با توالد و تناسل بنام فيل يا هر حيوان ديگر، و نيز بايد دانست كه حيوانات حرام گوشت منحصر به آنچه در اينجا مذكور است نيست، بلكه هر حيوان مردارخوار و نجاستخوار كه طبيعة خواركش اينها است حرام گوشت است.
٤١٩٩- داود بن كثير رقّى گويد: به امام صادق ٧ عرض كردم:
مردى از هواداران ابى الخطّاب مرا از استفاده كردن از شتر خراسانى منع مىكرد و از خوردن گوشت كبوتر پر پا، امام ٧ فرمود: اشكالى در سوار شدن بر شتر خراسانى و خوردن شير و گوشت آنها نيست، همچنين خوردن گوشت كبوتر پر پا.
شرح: «ابو الخطاب يكى از أئمّه باطنيه است و نامش محمد بن مقلاص است».
و امام صادق ٧ از سوار شدن بر شتران نجاستخوار و خوردن شيرشان نهى فرمود، و گفت: چنانچه چيزى از عرق بدنشان به تو رسيد آن را بشوى.
شرح: «چون كافى خبرى از هشام بن سالم از أبى حمزه از امام صادق ٧ نقل كرده كه امام ٧ فرمود:
«لا تأكلوا لحوم الجلّالات و إن أصابك من عرقها فاغسله»
و بنظر مىرسد كه كلام صدوق عليه الرّحمه از اين خبر مأخوذ باشد لذا جمله
«و نهى عن ركوب الجلّالات»
بايد
«نهى عن لحوم الجلّالات»
باشد، ولى در همه نسخ فقيه كه ديده شد «ركوب» ثبت شده، پس يا