ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٢٠ - *(باب كفالت«ضمانت تن») *
و او را ضامن قيمت نصيب ديگران ساختم، پس رسول خدا ٦ فرمود:
مردمى نبودهاند كه در اين گونه موارد امر خود را با كشيدن قرعه بخدا سپرده باشند جز اينكه حقّ براى صاحب حقّ خارج شده باشد.
* (باب كفالت «ضمانت تن»)*
٣٤٠٠- سعد بن طريف (قاضى) از اصبغ بن نباته روايت كرده كه گفت:
امير المؤمنين ٧ به كسى كه كفيل مجرم محكوم به زندان شده بود فرمود: رفيقت را حاضر ساز. (و در باره كسى كه جرمش حدّ شرعى داشت) فرمود: در حدود كفالت نيست.
شرح: «روايت دلالت مىكند بر اينكه مىتوان براى محكوم به زندان كفيل گرفت و زندان را به تأخير انداخت ولى در مورد حدود شرعى كفالت پذيرفته نيست زيرا تعطيل در حدّ لازم مىآيد و آن جايز نيست».
٣٤٠١- و امام صادق ٧ به فضل بن عبد الملك فرمود: چه چيز تو را از حجّ خانه خدا بازداشت؟ گفت: كفالت شخصى را كردهام و از اين جهت ممنوع الخروجم، آن حضرت فرمود: تو را چه كار با كفالت اين و آن كردن، آيا نمىدانى