ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣١٧ - مضاربه و احكام آن
بلكه هزاران دستور براى انجام آن و صحّت آنها صادر فرموده است تا آنجا كه پيغمبر گرامى ما ٦، تاجر را در لغزشگاه حسّاس و دقيقى دانسته كه با كمترين خطا و ناروائى در عمل در پرتگاه عميق دوزخش ديده و فرموده:
«التّاجر فاجر إلّا من أخذ الحقّ و أعطى الحقّ»
يعنى تاجر و بازرگان تباهكار است مگر اينكه به درستى و راستى بستاند و به درستى و راستى بپردازد. و امير مؤمنان ٧ فرمود:
«التّاجر فاجر و الفاجر في النّار إلّا من أخذ الحقّ و أعطى الحقّ»
يعنى تاجر تبهكار است و تبهكار جايش دوزخ، جز آنكه به حقّ بدهد و بحقّ بستاند.
لازمه حقّ دادن و حقّ گرفتن آشنائى با حقّ است و نيز ميان حقّ و باطل را تمييز دادن، كه اين تشخيص را نداشته باشند چگونه مىتوانند آن را رعايت كنند.
سخن كوتاه، ملاك تجارت در اسلام بهتر پول درآوردن نيست و نيز راه ثروت اندوزى را فرا گرفتن نيست، بلكه مردمى، انديشيدن و بهتر رعايت كردن حال ملّت بينواست، چه بسيار بازرگانان و متصدّيان امر تجارت كه در دنيا نزد مردم به جهت ثروتى كه اندوختند محترم زيستند ولى در عالم برزخ و قيامت به وبال آن گرفتار شدند و با كمال خوارى و زبونى محكوم به عذاب گشتند، و چه بسا افرادى از تجّار كه در اثر رعايت كردن موازين شرعى و به فكر بودن و انديشه نمودن به حال مردمان ضعيف و تهيدست و ناتوان، عمرى به تجارت پرداختند ولى از مال و ثروت دنيا چيزى جز رافع احتياج نيندوختند و از اين جهان با كمال پاكى و درستى و صحّت عمل رخت بربستند و فرشتگان عالم قدس به استقبالشان شتافتند، اينان آن دستهاند كه دامنشان هرگز به ننگ گرانفروشى و احتكار آلوده نگشت، درهمى ربا و حرام در اموال مختصرشان راه نيافت، دروغ و دغل در زندگيشان وجود نداشت، حقّ هيچ ذى حقّى را انكار نكردند مال هيچ ساده لوح و غافلى را نر بودند، در عالم ديگر هزار بار عزيزتر از اين عالم در مقام قرب باقى به بقاء حقّند. إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ سوره قمر: آيه ٥٥.