ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٦٨ - *(باب آنكه شهادتش رد و آنكه شهادتش پذيرفته شود) *
مولايش براى او قرار داده معروف و احسان است و همه از آن اوست يا اينكه اين عمل متعارفست و اين به شهادت مرد و زن و خادمها در صورتى كه متّهم نباشند پذيرفته است.
٣٣١٥- حمّاد از حلبى از حضرت صادق ٧ روايت كرده كه فرمود: رسول خدا ٦ شهادت زنان را در دين بدون اينكه مردى با آنها باشد مىپذيرفت.
شرح: «اين روايت را اختصاص بمورد وصيّت به دين و بدهى دادهاند مثلا اگر مردى در مرض موت اقرار كند كه فلان مقدار بفلانى بدهيد يا فلان كس مقدارى از من طلبكار است در اين مورد اگر يك زن تنها شهادت بوصيّت داد يك چهارم مال را به طرف مىدهند و سه چهارم آن از راه ديگر بايد ثابت شود».
٣٣١٦- حسن بن محبوب از عمر بن يزيد روايت كرده گويد: از امام صادق ٧ پرسيدم مردى از دنيا رفته و زنى حامله داشته است كه پس از مرگ شوهر پسرى بدنيا آورده كه پس از بدنيا آمدن، مرده است، ولى زنى كه قابله او بوده شهادت داده است كه طفل زنده بدنيا آمد و جيغى كشيد و بعد مرد، فرمود: بر امام است كه ٤/ ١ ميراث غلام يعنى طفل مرده را به آن زن يعنى مادر بدهد.
٣٣١٧- در روايت ديگر گويد: اگر دو زن شهادت دهند نصف مىبرد و