ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٨٤ - *(باب آزاد بودن) *
كردم: مردى (كه در اختيار ديگرى است) اقرار مىكند كه من بردهام، آيا مىتوان او را برده گرفت؟ فرمود: چنانچه به بندگى خود اقرار كرد و كسى او را خريد و بعد در يد خريدار انكار كرد، يا او را بسبب اقرارش ببردگى گيرند، يا بايد مبلغى را كه به فروشندهاش پرداخت شده بپردازد. (زيرا به اقرار به بردگى موجب زيان و خسارت او شده است).
٣٥١٧- سكونى از امام صادق از پدرانش عليهم السّلام از رسول خدا ٦ نقل كرده كه آن حضرت فرمود: اگر بندهاى كور شد يا مبتلا به جذام گشت آزاد مىشود.
٣٥١٨- امام صادق ٧ فرمود: هر گاه بندهاى بينائى خود را از دست داد آزاد مىشود.
شرح: «كلينى اين خبر را از ابن أبى عمير از حمّاد بن عثمان از آن حضرت ٧ نقل كرده است».
٣٥١٩- ابو بصير از امام باقر ٧ روايت كرده كه آن حضرت فرمود:
امير مؤمنان ٧ مردى را كه غلام خود را داغ كرده يا صدمهاى زده بود كه ديگران را متأثّر ساخته بود به آزادى آن غلام حكم داد و فرمود: هيچ گونه حقّى بر وى ندارى و او سائبه است يعنى ولاء او با تو نيست، خود برود و هر كس را كه خواهد