ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٠٣ - *(باب وكالت) *
صادق ٧ عرض كردم: شخصى به مردى وكالت داد كه همسرش را پس از اينكه خون ديد و پاك شد طلاق دهد و آن وكيل رفت، بعد موكل پشيمان شد و شاهد گرفت كه وكيل را از وكالت عزل كرده و در مورد وكالت او پشيمان شده است چه كند؟ فرمود: بايد هم به همسرش خبر دهد و هم به وكيل اطّلاع عزل بدهد. (ظاهر روايت دلالت دارد كه بدون اعلام به وكيل او منعزل نخواهد بود).
٣٣٨٣- علاء بن سيابه گويد: از امام صادق ٧ سؤال كردم: زنى مردى را وكيل كرده كه او را به زوجيّت فلان مرد درآورد وكيل هم پذيرفت و زن بر اين مطلب شاهد هم گرفت. آنگاه وكيل رفت و او را به زوجيّت آن شخص درآورد، سپس زن، وكيل بودن او را انكار كرد و گفت من تو را عزل كردم و دو تن شاهد هم آورد كه شهادت دادند او وكيل را عزل كرده است، حضرت فرمود: فقهاى اطراف شما در اين مورد چه مىگويند؟ گفتم: مىگويند بايد ديد كه اين زن قبل از تزويج او را عزل كرده يا بعد از تزويج؟ اگر قبل بوده وكالت باطل شده و لذا تزويج هم باطل است و اگر بعد بوده وكالت صحيح و تزويج ثابت است بر همان قرار كه وكيل انجام داده و مورد وكالتش بوده و اين در صورتى است كه از مورد و شرط تجاوز نكرده باشد (كه نياز به امضاء موكّل در جزئى از آن باقى باشد)، راوى گويد: سپس امام پرسيد: وكيل را